دخترک ونوسی

خرید بک لینک

اصن همون بهتر که مال هم نشدیم اصن همون بهتر که کارمون به ازدواج نکشید!اصن همون بهتر که تو اون سر دنیا گیر کردی و من این سر دنیا ول میچرخم! اصن همون بهتر... آخه میدونی؟ به نظرم اگه ازدواج میکردیم بدتر میشد.  اونوقت تو میشدی از اون تیپ مردای جنس برتری که وقتی خسته و کوفته از سر کار برمیگردن قبل از هرکاری تلویزیونو روشن میکنن و میشینن مثلا پای مستند حیات وحش و از شکار آهو به دست ببر لذت میبرن!!!  و من که مثلا جنس لطیف ترم و از این چیزا میترسم مجبور میشم یه کتاب بگیرم دستمو بخزم لابه لای صفحه های کتاب که واسه آهوی بدبخته شکار شده زار زار نزنم زیر گریه!!! یا وقتی مستند دیدنت تموم شد جا اینکه سرتو بیاری بالا و ببینی من چجوری دارم از ترس به خودم میلرزم از دست آقا ببره! سرتو ببری تو جدولای نصفه نیمه ت و شروع میکنی به پر کردن خونه های خالی جدولت و من احتمالا مجبورم برم تو آشپزخونه مشغول پخت و پز شم تا نبینم این همه بی رحمی نگاه های خسته تو! یا اینکه وقتی از جدول پر کردن خسته شدی و حوصله ت سر رفت گوشیتو بگیری دستتو سر گرم بالا پایین کردن صفحه های توی گوشیت بشی و دنبال تکنولوژی برتر و روز دنیا بگردی و من باز برم یه گوشه بخزم لا به لای صفحه های یه کتابه غریبه!!! تازه بعد همه ی اینا ... چایی عم که نمی خوری تا به بهونه ی آوردن یه چایی قند پهلو بخوام بهت نزدیک شم و کنارت بشینم و مثلا شروع کنم از تعریف کردن اینکه امروز همسایه بغلی چی گفت و همسایه بالایی چی کردو فلان سلبریتی چطور رابطه شو شروع کرد و فلان ادم چجوری داره تو یه عشق بی سرانجام دست و پا میزنه!!! تازه اگه بخوام اینارم بگم که تو اهل شنیدنش نیستی چون ذهنت گیر کرده بین بالا رفتن نرخ طلا و سرمایه گذاری تو فلان کشور و گرفتن دخترک ونوسی...ادامه مطلب

ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: جمعه 30 دی 1401 ساعت: 11:32

پنجره زیباست اگر بگذارندچشم مخصوص تماشاست اگر بگدارندمن از اظهار نظرهای دلم فهمیدمعشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند...هوس از این وبلاگ می باره؟!لطفا کسی که طاقت خوندن نداره نخونه!به قول یکی لطفا خلوت منو بهم نزنید با جانماز آب کشیدتون!!!×××××××××××××××××××××تو را به جای تمام کسانی که نشناخته ام دوست می دارمتو را به جای روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارمبه خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شودو برای خاطر نخستین گناه!تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارمتو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم ....××××××××××××××××××××××اصن دوست ندارم چیزایی که تو وبم می زارموجای دیگه ای ببینم دخترک ونوسی...ادامه مطلب

ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 16:43

دلم گرفته از خودم از حرفام از کارام! از این حس لعنتی که افتاده به جونم . موندن ، رفتن، چیکار کردن؟! یعنی باید چیکار میکردم؟وایمیسادم نیگاه میکردم عین خیالش نباشه بودنمو؟ به روی خودش نیاره بودنمو؟! مگه یه آدم چقد تحمل داره؟ میگه من نخواستم دلت بشکنه خودت خواستی! خب باشه درست ! تو چیزی نگفتی منم نگف دخترک ونوسی...ادامه مطلب

ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 7:53

میخواستم پستای قبلیمو حذف کنم

نامیدم میکنن! از خودم!!!!

گفتم بزار بمونه چند سال دیگه میام میخونمشون باز خنده م میگیره به حال این روزای خودم

چقد احمقانه ، چقد بچگانه!

انگاری ما آدما در مقابل بعضیا هیچ وقت نمی خوایم بزرگ شیم!!!

این روزاام تموم میشن

مهم اینه هیچ وقت اعتمادتو به خدا از دست ندی

حتما خدا نقشه ی بهتری واست داره

مطمئن باش اونی که رفته لیاقت موندن نداشته عزیزم

دخترک ونوسی...

ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 7:53

کلی گشتم یه جای خلوت خاک خورده پیدا کنم که کسی بهش سر نزنه جایی که از رونق افتاده باشه و مثه مور و ملخ توش آدم نریخته باشه و یه مشت احمق از خود راضی چپ و راست بقیه رو به باد تمسخر نگرفته باشن ! این روزا انقد شمار شبکه های اجتماعی و انبوه شلوغیاشون زیاد شده که حتی منتظری نفس کشیدنتم بین اونا فراموش کنی! میدونی اینجا خلوته مثه خودم مثه مغزم! مغزم این روزا! حدااقل میدونم دیگه کسی اینجا سر نمی زنه و مزاحم نمیشه که هرچی بنویسمو به باد نقد و استیضاح بگیره!!! میخواستم یه شعر بزارم شیش سال قبل نوشتمش وقتی تازه رفته بود یه حسی بهم میگفت یه روزی برمیگرده حتی اگه سال ها گذشته باشه یه روزی یه جایی تو یه خیابونی وسط شلوغی آدما و سر و صدای فکراشون حتما از کنار هم رد میشیم و یهو ! استپ میزنیم که وایسیم نگاه کنیم ببینیم درست دیدیم یا نه باز توهم زدیم! صدیقه بهم میگفت هیچ وقت شعراتو نزار تو وبت مخصوصا این شعرت ! منم قبول کردم نزاشتم ولی حالا خیلی از اون زمان میگذره به قیمت سال های جوونیم و شادابی بکر بودنم سالای عمرم رفتن و فقط یادگاریا موندن این یه یادگاریه خیلی قدیمیه از گذشته های خیلی دور دخترک ونوسی...ادامه مطلب

ما را در سایت دخترک ونوسی دنبال می‌کنید

برچسب: بعد از سال هشتم,بعد از سال اسب,بعد از سالها دیدمش, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: دوشنبه 8 آذر 1395 ساعت: 11:04

صفحه بندی